من سیاسی نیستم

چگونه است که مسئولیت اجتماعی خود را از سیاسی بودن تشخیص نمی دهیم و با بازی با کلمات دنیای خود را از دیگران جدا می کنیم

من سیاسی نیستم

واژه ای که این روزها از مردم این سرزمین در اقصی نقاط ایران وغیر ازایران بسیار می شنویم،  "من سیاسی نیستم" “ به راستی این واژه چقدر برای عده ای  وهم انگیز به نظر می رسد  چرا که منافع فردی خود را به منافع جمعی  و ملی کشور ترجیح می دهند . این افراد به غایت دچار هول و ترسی بی اندازه شده و با دستپاچگی خود را از گروه تو جدا می کند تا دریک قاب مشترک با تو از منظر دیگران قرار نگیرند، به راستی چرا این همه ترس و وحشت ؟  مگر صدای عدالت دیگران بودن آن قدر ترسناک است ؟  

با کمی تامل به راحتی میتوانی درد بزرگی در روح مردم این کشور دید که چگونه با سهم خواهی بیشتر صف خود را از تو جدا می کنند و تو را با سکوت سنگین خود به فکر وا می دارند که به راستی سهم آموزش در کشورمان چگونه بوده است !! چگونه خلا تدریس "مسئولیت اجتماعی" در دوران تحصیل  که اساس و بنیاد هر هویتی است بلای جان ما شده وعزت نقس ما را به سخره گرفته  و تیشه ای به عمق یک دره وسیع به ریشه پیکر این سرزمین فرود آورده است و کابوس نبود اسطوره ها ما را تبدیل به عروسکانی بی پر و بالی کرده است که منحصرا به منافع شخصی خویش می نگریم و با سهم خواهی بیشتر چشم را بر منافع ملی ، بی عدالتی و نبود سیستم قضایی عادلانه کشور می بندیم وعلیرغم دانستن این امر که" جمهوری اسلامی در بن بست سیاسی کامل بر اساس بی عدالتی اجتماعی قرار گرفته و منافع ملی کشور را به تاراج گذاشته است "  راه خود را از آزادی خواهان جدا می کنیم و با کمال لذت از کار و رفاه خود در داخل یا خارج از کشور ، از منافع مادی که غارتگران به جیب ما می ریزند تطمیع  می شویم چرا که ترجیح  می دهیم منافع خود را حفظ کنیم وچنانچه  منافع خود به سویی دیگر سنگینی کند ،  بارها و بارها  منافع خود را به آن سو می چرخانیم .

به راستی چگونه است که مسئولیت اجتماعی خود را از سیاسی بودن تشخیص نمی دهیم و با بازی با کلمات دنیای خود را از دیگران جدا می کنیم. دوستان ، نکته مهم و طلایی جمهوری اسلامی "حفظ  بقای ایدئولوژی خود"  است که متاسفانه هیچ راه حلی برای نجات این حکومت ایدتولوژی وجود ندارد وهیچ چراغ سبزی از سمت حکومت اسلامی بابت باج دهی عظیم منافع کشور به سیاست گذاران روس ، انگلیس و هر بیگانه دیگری کارساز نخواهد بود چرا که چهره های مصمم توده های اصیل هویت خواه ایرانی معتقد برهر حزب و مرامی طی تجارب سالها مرام دیکتاتور مآبانه و انکار ناپذیر جمهوری اسلامی بر چهره های ریا و تزویر روباه صفتان داخل و خارج از کشور غالب شده و اکنون این توده های مردمی هستند که تصمیم بر براندازی حکومت ایدئولوژی مدار غیر ایرانی نموده اند که این امر شکست حتمی حکومت را بطور شگفت انگیزی حتمی تر خواهد کرد و هیچ اعدام وخفقانی ، هیچ سناریو و تروری در داخل یا خارج ازکشور کارساز نخواهد بود .

دوستان ، نبود سیاستمداران اجتماعی با اخلاق و وجدان اعتبار و اتحاد کشور را همچون اکنون به خطراانداخته است و... می دانیم اگر خانه ای آتش گرفت باید با استمداد از یکدیگر آتش را خاموش کرد و از نهادهای دیگربرای ساخت خانه ای نو برخاست . اکنون کشور در بلای آتش خودخواهی عده ای نادان میسوزد و شعله های فساد و بی قانونی سر به فلک کشیده است ؛ پس اکنون تک تک ما ایرانیان وطن خواه مسولان اجتماعی خانه ای هستیم که در آن ریشه داریم . خوشبختانه بسیاری از وطن پرستان ایرانی با شجاعت نشات گرفته از هویت ایرانی خویش این مسیر را دنبال می کنند.  تفسیر واژه های منافع هویت ملی بستگی به حال و هوای افرادی دارد که کار را چگونه ببینند و چه تفسیری از آن ارائه  نمایند که در این میان همین همدلی های ساده در اجتماع ، شاهین اقبال بر دوش آن دسته از ایران دوستان اصیلی قرار گرفته است که کشوررا با قوانین دموکراتیک در کشور  روبرو خواهند کرد ، آنان  کلام را به فعل آگاهانه  تبدیل کرده و آواز ظلم نظام اسلامی را از طریق نهادهای مدنی به گوش نهادهای داخل و خارج از کشور رسانده اند .  این دسته افراد با  انعکاس فعالیت های آزادی خواهانه خویش ،بطور بی سابقه ای با یکدیگر اعلام همبستگی نموده و از آنان  سیاست مداران واقعی با هویت اصیل ایرانی ساخته  شده است . این دسته افراد هم مسئولیت اجتماعی خود را انجام داده و هم بطور قانونمند آن را تبدیل به  قوانین اجتماعی  کشور خواهند نمود ؛ فعالیتی که  می بایست از طریق سیاست مداران کشور انجام می گرفت که متاسفانه با نبود  آن دسته از دلسوزان در کشور ورشد قارچ گونه    خود - محور اندیشان ایدئولژیک که منافع ملی کشور را با رضایت بیگانگان در کشور گره زده اند به فراموشی سپرده شده است و  تنها با جانبداری و تعصب از یک اندیشه کهنه و برگرفته از استثمار عده ای راگردن می زنند، ، گویی انگار  تنها برای دست بوسی به عالی رتبگان نظام از سوی مردم انتخاب شده  بودند.

دوستان،  ساعت زمان در حرکت است و هر لحظه شتاب بیشتری رو به جلو دارد و نمی توان اندیشه های گذشته را به روز نگاه داشت . می بایست از اصول انحصاری جامعه سنتی مستبد مذهبی که ناآگاهانه شکل گرفته است  به جامعه  سکولار – دموکرات  با قوانین مدون حقوقی عبور کرد. جامعه ای که افراد آگاه و با ایمان مذهبی  از احترام واقعی افراد جامعه نوین برخوردار باشند؛   عبور ازاصولی که بر انحصار تاکید دارد ؛ انحصار در قدرت ، انحصار در ثروت و انحصار در فهم حقیقیت؛ باید یاد بگیریم که در این عبور، انحصارها را  شکسته و قدرت های مردمی تکثیر می گردند.  بدین معنی که این سه اصل عاملی اساسی درپدید آمدن جامعه مدنی بر اساس اصول دموکراتیک قرار خواهند گررفت بطوری که  که اگر هر یک را مبدا قرار دهیم انحصار در عامل دیگر شکسته  می گردد و به قوانین دموکراتیک بیشتر نزدیک می گردیم. حال تصور کنید  اگر از انتها به اول برسیم یعنی تلاشی مضاعفی در شکستن انحصارفهم  حقیقت نماییم ، در این صورت می بایست با نهادهای مدنی جامعه متصل شویم و تنها چاره آن، گسترش شبکه های قدرتمند مردمی است  که با انگیزه گرفتن از یکدیگر، مسیرهای صعب العبور را برای شکستن انحصار تسهیل نماییم. بله ، حوزه سیاست  یعنی تلاش برای تقسیم عادلانه امکانات و منابع برای اکتریت جامعه ، یعنی توزیع عادلانه قدرت بر مبنای اخلاق ، یعنی تلاش برای کسب منافع همگانی بر اساس اصول مدون و استانداردهای عدالت های اجتماعی در جهان  که به تبع آن  سیاست ورزی ، مسولیت های اجتماعی در جامعه  شکل می گیرد. بنابراین واژه هولناک    "من سیاسی نیستم " از منظر عده ای یعنی من  آگاهانه و عامدانه از" مسئولیت های اجتماعی" و وظایف اخلاقی که بر شانه های من قرار داده شده است سر باز می زنم  وبار وظایف خویش را بر دوش دیگری قرار خواهم داد تا زندان ، داغ و درفش داعش وار به سوی خانه او روانه شود تا من باخیال آسوده به کسب منافع خویش بپردازم ؛ و فرار از اخلاق یعنی فرار از هویت و خانواده ای که در آن بزرگ شده ام ، یعنی فرار از استقلال شخصی ، یعنی فرار از فهم حقیقیت ریشه های بنیادین ، یعنی اینکه من هنوز به بلوغ فکری در اجتماع خود و به تبع آن در تصمیم گیری قوانین اساسی کشورم نرسیده ام و پس از این در هیچ موردی حق رای  نخواهم داشت. اکنون با این یاداشت کوتاه ، به خود و دیگران یادآوری کنیم که ایران نوین فردا با قبول مسئولیت های اجتماعی امروز من و تو هموطن ایرانی اصیل شکل خواهد گرفت و چون ارزش های اخلاقی فردای خود را با مشقت امروز  به دست آورده ایم دیگر هرگز به آسانی از دست نخواهیم داد . پس تا زمان سیدن جامعه به دست سیاستمداران واقعی دلسوز کشور که بر اساس منافع ملی مردم رای صادر نمایند ؛ هر یک از ما برای بازپس گیری میهن از گفتن جمله"من سیاسی نیستم " پرهیز خواهیم کرد.

شیرین یادگاری

کارشناس روابط بین الملل 

25 آگوست 2019 میلادی