نقش شاهزاده در اعتراضات
- by Super User
-
in Home Content
-
Hits: 102
اعتراضات...فروپاشی و نقش شاهزاده رضا پهلوی
اعتراضات کنونی در ایران را نمیتوان صرفاً واکنشی مقطعی به یک رویداد خاص دانست .
این جنبشها محصول سالها انباشت بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعیاند که به تدریج شکاف میان جامعه و حاکمیت را عمیقتر کردهاند.
تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، بیکاری گسترده، فساد ساختاری، بی ارزش شدن پول و سرکوب اقشار مختلف جامعه و مهم تر از همه نبود هیچ امید و راهی برای برون رفت از این وضعیت...بخش بزرگی از جامعه را به این نتیجه رسانده که نظام موجود نه توان اصلاح دارد و نه ارادهای تغییر نه پاسخگویی.
این وضعیت اقتصادی درهمتنیده با سرکوب سیاسی و فقدان آزادیهای مدنی، راههای تغییر مسالمتآمیز درونسیستمی را نیز مسدود کرده و اعتراضات خیابانی را به تنها ابزار بیان نارضایتی بدل ساخته است.
در کنار فشارهای معیشتی، محدودیتهای گسترده بر آزادی بیان، نبود احزاب مستقل و رسانههای ازاد ، احساس بی ارزش بودن فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی را در جامعه تشدید کرده و به ویژه در نسل جوان موسوم به نسل زد که آیندهای برای خود متصور نیست، باعث شده بیش از دیگران در صف اول این اعتراضات قرار گیرند . فشارهای فرهنگی و اجتماعی،اقتصادی بخصوص بر زنان و اقلیتها و قشر ضعیف جامعه و نبود ثباتی برای بازاریان اعتراضات را از سطح مطالبات اقتصادی فراتر برده و به جنبشی ملی با ماهیت هویتی و آزادیخواهانه و گذر از جمهوری اسلامی تبدیل کرده است؛ جنبشی که خواهان تغییر در شیوه حکمرانی نیست یاصرفاً اصلاح برخی سیاستها بلکه خواست تغییر از پایه واساس حکومت را دارد .
واکنش حاکمیت به این اعتراضات همچون دفعات قبل عمدتاً مبتنی بر سرکوب،بجای پاسخ گویی بوده است و با استفاده از خشونت مستقیم، بازداشتهای گسترده، محدودسازی اینترنت و ایجاد فضای امنیتی، اگرچه در کوتاهمدت از گسترش اعتراضات جلوگیری کرده، اما در بلندمدت به فرسایش و ریزش بیشتر مشروعیت سیاسی خودش انجامیده . سرکوب، نهتنها نارضایتیها را از بین نبرده، بلکه آنها را به سطحی عمیقتر و رادیکالتر منتقل کرده و امکان مصالحه میان دولت و جامعه را دشوارتر ساخته است.
در چنین شرایطی، اهداف اعتراضات نیز شفافتر شدهاند. خواسته اصلی معترضان عبور از ساختار استبدادی موجود و حرکت بهسوی نظامی مبتنی بر حاکمیت قانون، حقوق بشر و رأی آزاد مردم است. بسیاری از شعارها و کنشها نشان میدهد که مطالبه جدایی دین از قدرت سیاسی و پایان دادن به حکومت ایدئولوژیک، به یکی از محورهای اصلی این جنبش تبدیل شده است. این اهداف اگرچه بهطور رسمی در قالب یک برنامه واحد بیان نمیشوند، اما در مجموع نشاندهنده خواستی جمعی برای تغییر بنیادین نظم سیاسی هستند.
در غیاب رهبران متمرکز با پشتبانه ملی،،،بجز شاهزاده رضا پهلوی ، بخشی بزرگی از جامعه و نیروهای مخالف و معترضان باعث شده شاهزاده رضا پهلوی را بهعنوان چهرهای نمادین برای گذار سیاسی مطرح کنند. اهمیت نقش او نه در بازگشت به گذشته، بلکه در تأکید بر آیندهای سکولار، دموکراتیک و مبتنی بر اراده مردم است. حمایت از همهپرسی برای تعیین نظام آینده، پرهیز از خشونت و انتقامجویی و تلاش برای ایجاد اتحاد میان نیروهای متکثر اپوزیسیون، جایگاه او را برای برخی بهعنوان تسهیلگر گذار تقویت کرده است، هرچند این نقش همچنان محل بحث و نقد در گروه های مخالف هم است افرادی که با کمترین پشتبانه ملی و نبود هیچ برنامه یا چهره و الترناتیوی برای مدیریت گذار ، جز نمایش اشفتگی جامعه براندازان و مبارزان راه ازادی متاسفانه هیچ دستاوردی دیگر نداشته اند.
برای رسیدن این اعتراضات به نتیجه لازم، مستلزم عبور از پراکندگی و حرکت بهسوی همبستگی اجتماعی گسترده هستیم . تجربههای تاریخی نشان میدهد که فشار مدنی مستمر، اعتصابات هدفمند و نافرمانی مدنی سازمانیافته، در کنار حمایت افکار عمومی جهانی، میتواند هزینه سرکوب را برای حاکمیت افزایش دهد. همزمان، ارائه تصویری روشن و قابل اعتماد از آینده سیاسی کشور با وجود شخصیتهای برجسته ایرانی در همبستگی با این اعتراضات نقشی کلیدی در کاهش ترس اجتماعی و جلب همراهی اقشار مختلف مردم ایفا میکند.
در نهایت، اعتراضات امروز ایران را میتوان تلاشی تاریخی برای بازتعریف رابطه دولت و ملت دانست. موفقیت یا شکست این جنبش، نه فقط به شدت سرکوب یا گستردگی اعتراضات، بلکه به میزان بلوغ سیاسی، انسجام اجتماعی و توانایی ارائه بدیلی دموکراتیک باید دانست و در این مسیر، من بازهم بر نقش چهرهها و جریانهایی که بر اتحاد ملی و گذار از جمهوری اسلامی تأکید دارن و میتواند تعیینکننده بسیاری از تغییرات باشد تاکید میکنم.
افرادی همچون شاهزاده رضا پهلوی، که در سالهای اخیر کوشیده است نقش خود را نه بهعنوان مدعی قدرت، بلکه بهعنوان صدای همبستگی ملی و تسهیلگر گذار دموکراتیک تعریف کند. تمرکز او بر اصولی چون حاکمیت مردم، همهپرسی آزاد برای تعیین نظام آینده، جدایی دین از حکومت و پرهیز از خشونت و انتقامجویی، باعث شده برای بخش بزرگی از جامعه به نماد آلترناتیوی سکولار برای دوران گذار تبدیل شود . بازتاب این جایگاه را میتوان در شعارهایی که در جریان اعتراضات، بهویژه اعتراضات در حال حاضر ایران و شعارهای که در حمایت از او سر داده میشود به وضوح دید ؛ شعارهایی که بیش از آنکه نوستالژیک باشند، بیانگر جستوجوی یک نقطه اتکا برای عبور از وضعیت کنونی و جمهوری اسلامی هستند, تأثیر او بیش از هر چیز در ایجاد زبان مشترک میان نیروهای پراکنده مخالف و برجستهسازی خواست گذار مسالمتآمیز و مبتنی بر اراده عمومی و جمعی قابل مشاهده است؛ نقشی که در صورت تداوم و گسترش اعتراضات و همبستگی اجتماعی، میتواند در مسیر تغییر سیاسی ایران اهمیت تعیینکنندهای داشته باشد و توانسته با گرد اوری تیمی از افراد متخصص در امور مختلف و برنامه ریزی برای ابادی ایران بعد از گذار به شخصی محبوب با پشتبانه، برای ازادی و ابادی و رهایی ایران شود.
متن و گرافیک :مهدی دهقانپور فراشاه