امروز با یکی از دوستان عزیز و مبارزم از داخل ایران صحبت میکردم.
دلگیر بود.
از اینکه هر از گاهی نقاب از چهره بعضیها میافتد و کسانی که سالها خود را همراه مردم نشان میدادند، در نهایت جای خود را پیدا میکنند و در کنار جمهوری اسلامی یا همسو با آن میایستند.
اما بعد از آن گفتگو، مدام به یک چیز فکر میکردم:
شاید ما بیش از حد به کسانی خیره شدهایم که از قطار آزادی پیاده میشوند. در حالی که باید به کسانی نگاه کنیم که هر روز با شجاعت بیشتری سوار آن میشوند.و مهمترین مسافران این قطار، نسل جوان ایراناند.، نسلی که جمهوری اسلامی تمام عمرش را صرف شکستن، ترساندن، تحقیر کردن و خاموش کردن او کرده است؛ اما نتوانسته او را تسلیم کند. همان نسلی که در خیابانهای ایران دیدیم. نسلی که در برابر گلوله ایستاد.؛ نسلی که پیکر خونین دوستش را بر دوش گرفت و از میان آتش و گلوله عبور داد.؛ نسلی که در تاریکترین روزهای این سرزمین رقصید، آواز خواند و خندید.و با تمام وجود فریاد زد که زندگی را از چنگال مرگ پس خواهد گرفت.
این نسل فقط با جمهوری اسلامی نمیجنگد.، این نسل با ترس میجنگد. با تحقیر میجنگد. با دروغ میجنگد. با سرنوشتی میجنگد که دیگران خواستهاند به او تحمیل کنند.
و شاید چیزی که بسیاری هنوز به درستی درک نکردهاند این است که این نسل فقط برای نان و رفاه نمیجنگد.، این نسل در جستجوی هویت است؛ در جستجوی چیزی که بتواند به آن افتخار کند.
چهل و هشت سال است که به او ریش، حجاب، عزاداری، ترس، گناه، نفرت و ایدئولوژی تحمیل شده است. چهل و هشت سال است که تلاش
کردهاند هویت ایرانی را کمرنگ کنند و به جای آن هویتی حکومتی، اسلامی و اجباری بنشانند.
اما نسل جوان ایران دیگر آن هویت تحمیلی را نمیخواهد. این نسل تشنه یک هویت ملی افتخارآفرین است؛ تشنه ایرانی است که بتواند با غرور نامش را بر زبان بیاورد.؛ تشنه پرچمی است که به آن افتخار کند.، تشنه تاریخی است که به او اعتمادبهنفس بدهد. تشنه شرافت، غیرت، پیشرفت و سربلندی ملی است.
و شاید به همین دلیل است که هر جا نشانی از ایران، از غرور ملی، از فرهنگ و تاریخ این سرزمین میبیند، به سوی آن کشیده میشود. زیرا انسان بدون هویت زنده میماند، اما بزرگ نمیشود.
و نسل جوان ایران میخواهد دوباره بزرگ باشد؛ میخواهد دوباره به ایرانی تعلق داشته باشد که مایه افتخار باشد، نه مایه شرمساری. و بزرگترین ویژگیاش این است که حاضر نیست حرف زور را از هیچکس بپذیرد. نه از حکومت، نه از ایدئولوژیها، نه از مدعیان رهبری، نه از چهرههای مقدسسازیشده.
این نسل میخواهد خودش انتخاب کند. خودش تصمیم بگیرد؛ و خودش آینده ایران را بسازد.
من هرچه بیشتر به این نسل نگاه میکنم، کمتر نگران کسانی میشوم که از قطار آزادی پیاده میشوند. زیرا به ازای هر کسی که میرود، هزاران جوان بیدار، آگاه، شجاع و میهندوست در حال سوار شدن هستند. و هیچ حکومتی توان ایستادن در برابر نسلی را ندارد که از ترس عبور کرده باشد.
این نسل زندان داده است. شکنجه داده است. چشم داده است. جان داده است. یک عمر زندگی و روزمرگی عادی از دست داده است. اما تسلیم نشده است. و نسلی که حاضر است برای آزادی چنین بهایی بپردازد، شاید زخمی شود، شاید خسته شود، شاید هزینههای سنگینی بدهد؛ اما شکست نخواهد خورد.
من به پیروزی این نسل ایمان دارم. نه از روی خوشبینی، بلکه به این دلیل که آن را با چشم خود دیدهام.
آینده ایران از آن همین جوانان است.
و ما، در بهترین حالت، میتوانیم حامیان، همراهان و پشتیبانان نسلی باشیم که روزی ایران آزاد را بر شانههای خود خواهد ساخت.
#پاینده_ایران
#جاوید_شاه
شقایق سیاوان