هرچه بیشتر میگذرد، بیشتر به این باور میرسم که دلیل این همه تردید و تعلل قدرتهای خارجی در حمایت واقعی از شاهزاده رضا پهلوی، دقیقاً همین است که او هرگز دستنشانده نبوده و نیست.
برای قدرتهای بزرگ، ساختن و آوردن مهرههای جدید کار سختی نیست؛ تاریخ پر از این نمونههاست.
اما وقتی شخصیتی پیدا میشود که مشروعیتش را از مردم میگیرد، نه از اتاقهای فکر و معاملههای پشتپرده، طبیعیست که سعی کنند مدام گزینههای دیگر را مطرح کنند؛ چه از داخل، چه با
مطرح کردن چهرههای عجیب و بیریشه از بیرون.
جمهوری اسلامی هم بهخوبی میداند که وجود شخصیتی با این میزان مقبولیت و توان ایجاد امید و همبستگی، برای بقای رژیم خطرناک است.
برای همین، سالهاست با هزینههای سنگین، ارتش سایبری، نفوذ، تخریب و جنگ روانی تلاش میکند این جریان را از درون و بیرون تضعیف کند.
اتفاقاً هرچه حجم حملهها، تخریبها، خیانتها و پروژههای بیاعتبارسازی بیشتر میشود، بیشتر نشان میدهد که نقش شاهزاده بهعنوان محور و رهبر اپوزیسیون تا چه اندازه جدی و اثرگذار است.
وقتی از هر طرف، از جمهوری اسلامی تا جریانهای افراطی، فرقهای و ایدئولوژیک، این حجم از حمله و نفرت دیده میشود، یعنی این مسیر برای بسیاری خطرناک شده است.
حتی گاهی میبینیم افرادی که سالها ادعای مبارزه داشتند، بهجای تمرکز روی اصل رژیم و شبکههای وابسته و غیرمستقل، در همسویی با رژیم تمام انرژیشان را صرف حاشیهسازی و تخریب جریان اصلی اپوزیسیون میکنند.
بیایید بهجای گم شدن در شایعهها، حاشیهها و پروژههای تخریبی، دنباله روی کسی باشیم که واقعاً مستقل و غیر وابسته است.
نه اینکه ناخواسته یا آگاهانه، اصل جریان مخالف جمهوری اسلامی را تضعیف کنیم.
چون حقیقت این است که جمهوری اسلامی بیشتر از هر چیز، از شکلگیری یک جریان ملی، مستقل و مورد اعتماد مردم میترسد.
و شاید دقیقاً به همین دلیل است که اینهمه برای تخریب آن هزینه میکند.
چون هدف شاهزاده فقط یک چیز بوده و هست:
ایران، سربلندی ایران و شکوفایی
دوباره ایران.
#پاینده_ایران
#پهلوی_برمیگرده